الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

268

الهيات در نهج البلاغه (فارسى)

است ، و اطاعتش از سر اكراه نبوده است ، و پيامبران را به‌بازيچه نفرستاده است ، و كتاب را براى بندگان بيهوده نازل نفرموده است ، و آسمانها و زمين و آنچه را ميان آن دو است به‌باطل نيافريده است . « اين گمان كسانى است كه كافرند . پس واى بر كافران به خاطر آتش دوزخ ! » ملاحظه مىشود كه امام عليه السلام در اين بيانات ، قضا و قدر الهى را در كار عبد تقرير فرموده و كيفيّت آن را در تشريعيّات بيان كرده و اختيار و آنچه را در حُسن ثواب و عِقاب ، و وعد و وعيد ، و ارسال رسل و انزال كتب دخالت دارد اثبات نموده و امر بين امرين را شرح و تفسير فرموده است . همچنين امام عليه السلام در بيانى ديگر انسان را از تفكّر در تفصيلات قَدَر الهى كه احاطه بر آن محتاجِ علم به غيوب و علم‌الكتاب ، و علل و معلوليّت ، و تأثير و تأثّرات بىشمار طبيعى و غيرطبيعى ، و ظاهرى و غيبى است و سير در اين وادى جز تحيّر و سرگردانى اثرى ندارد ، نهى كرده و در جواب كسى كه از آن حضرت از قَدَر سؤال نموده ، فرموده‌است : طَريقٌ مُظلِمٌ ، فَلا تَسلُكوهُ ؛ وَ بَحرٌ عَميقٌ ، فَلا تَلِجوهُ ؛ وَ سِرُّ اللَّهِ ، فَلا تَتَكَلَّفوهُ . « 1 » راهى است تاريك ، در آن نرويد ؛ و دريايى است عميق ، در آن وارد نشويد ؛ و راز خداست ، خود را در فهم آن به تكلّف و زحمت نيندازيد . توحيد به معنى بساطت ذات بارى و نفى تركيب چنان كه گفته شد ، يكى از معانى توحيد ، بسيط بودن و يگانگىِ ذات و

--> ( 1 ) . همان ، 279 .